تبليغاتX
آهنگ هستی
امروز 

سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384

یک نکته اساسی


انسان چیزی را از دست می دهد
که یا حق الهی او نباشد
یا آنقدر که باید و شاید عالی نباشد

                                  "فلورانس اسکاول شین"

نويسنده : هستی در 15:35 | موضوع: زندگی
• لينک ثابت   • 

سه شنبه هجدهم بهمن 1384

سوال؟


جدول نگاهت را
تقطیع می کنم.
مرا در کدام سوال جا می دهی
تا جواب خوبیهایت باشم؟

نويسنده : هستی در 16:55 | موضوع: شاعرانه ها
• لينک ثابت   • 

سه شنبه یازدهم بهمن 1384

خطی که می دود

 حالا که رفته ای
یر کاغذی که نیست
من مانده ام و خط            
خطی که می دود 
گرمم نمی کند
پس دورتر بایست
تا بلکه آفتاب!

خطّی که می دود
خط می زند به جـِد
خطی که خط خطی،
خط می زند مرا.
رو دورتر بایست!

خطی که خط زنان خط می زند خطی
گرمم نمی کند
گرچه تمام من
پوشیده از خطی، خطی که می زند.
رو دورتر بایست!

حالا که خط زدی
پس دورتر بایست
ناخوانده مانده ام
سردم شده ست سرد
تا بلکه آفتاب!

این سینه خط خطی­ست
هر نقطه  از خطی
خط می زند خطی
حالا که خط زدی
پس دورتر بایست!

 
بر برفِ سینه جا، مانده خطی سیاه.
هر خط که می دود
سرما شدیدتر
حالا که رفته ای   
رو دورتر بایست
تا بلکه آفتاب!

سردم شده ست، سرد
چون ردِّ آهوان بر برف سینه ام
ناخوانده مانده خط
ناخوانده مانده ام
پس دور تر بایست
تا بلکه آفتاب!

                       صمصام کشفی

نويسنده : هستی در 16:11 | موضوع: شاعرانه ها
• لينک ثابت   •