تبليغاتX
آهنگ هستی
امروز 

چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385

نمادهاى اسطوره اى و روانشناسى زنان


از اونجایی که به اسطوره های یونان خیلی علاقه دارم یه چیزی واستون گذاشتم که حالشو ببرین.
برید ببینید از کودوم دسته اید ؟

البته فقط خانمها
شایدم یه خورده گیج بشید

راستی من جزء کودوم میشم؟

 هرا : زنى كه بدون مرد و داشتن رابطه اى جدى و متعهدانه خود را ناقص مى بيند، اينها از سن كم وارد ارتباط مى شوند و بشدت به خيانت و بى وفايى حساسند.زنانى هستند كه تا شوهر نكنند، احساس مى كنند كه نقصى بزرگ در زندگى خود دارند. اين دسته از زنان به همسر خود وابسته هستند .

آتنا : دخترى كه عاشق پدرش است و مدافع حقوق بابا در خانه، بسيار درس خوان و اهل تلاش و علاقه مند به همآوردى با مردان در پستهاى مديريتى و مشاورتى. بسيار تيزبين و داراى قدرت عاقله قوى. مشاور قدرتمند مردان موفق و مديران ارشد.

 آرتميس : زنانى هستند كه انگار بايد مرد مى شدند، همواره در جدال با ظلمهاى دنياى مردانه كه در حق زنان و كودكان مى شود هستند. دخترى را مى بينيد كه اهل ورزش و فعاليت و كار است و كمتر مردى مى تواند به مرزهاى او تجاوز كند و به طبيعت وحش عشق مى ورزد.

هِستيا : زنانى هستند كه بدون نياز به مردان كانون زندگى را گرم نگه مى دارند و روحى وسيع دارند و معمولاً معلمين خوبى براى پاكى و اخلاقند، زنانى هستند كه در صورت رشد و محيط خوب، به استادانى معنوى مبدل مى گردند و آتش عشق الهى را روشن نگه مى دارند.

پرسفون : دخترى كه كاملاً معصوم و با چشم بسته وارد ارتباط با كسانى مى شود كه معصوميت او را مى ربايند و روح او را مورد تجاوز قرار مى دهند و او هميشه در معرض افسردگى و ترس از رابطه با مردان است و به دنبال معصوميت از دست رفته خود مى باشد .

آفروديت : مرد يا زنى هست كه بيشتر قصد دلفريبى و عرضه زيباييهاى خود را دارد.

ديميتر : كسانى هستند كه بيشتر قدرتهاى مادرانه و سرپرستى از نزديكان خود را زندگى مى كنند و حتى اگر ازدواج هم كنند، به نوعى براى همسر خود مادرى مى كنند و ابزار رشد او را بدون در نظر گرفتن نيازهاى عمده خود فراهم مى كنند

نويسنده : هستی در 10:56 | موضوع: زندگی
• لينک ثابت   • 

شنبه هجدهم آذر 1385

بی تو دل گم می شه تو شب ....

 
نام تو مرا مست مي کند
بهتر از شراب ،
بهتر از تمام شعرهاي ناب!
نام تو ، اگر چه بهترين سرود زندگي است
من تو را به خلوت خدائي خيال خود:
بهترين بهترين من" خطاب مي کنم .
 
نويسنده : هستی در 9:43 | موضوع: شاعرانه ها
• لينک ثابت   • 

سه شنبه هفتم آذر 1385

عنوان ندارد

 سلام به همگی
ببخشید واسه ی غیبت چند روزه ام
یه چند روزی می خواستم تنها باشم
تنهای تنها
احتیاج به یه فکر اساسی داشتم .
شاید اشتباه کردم که بیشتر ارتباطاتم رو تو این چند روز قطع کردم
می دونم دوستام از دستم دلخورند
به خصوص بهزاد عزیز
و سهند مهربون که فردا هم تولدشه (یادم بودا...تولدت مبارک)
گر چه می خواستم این چند روز تنها باشم و فکر کنم
ولی سه تا اتفاق ِ ،
اتفاق نمی دونم خوب یا بد واسم افتاد
همیشه آدم وقتی می خواد اساسی تنها باشه مهمترین اتفاقهای زندگیش واسش می افته.

یه دوست خوبمو داشتم از دست می دادم . اونم سر یه چیز الکی ، تو بهترین شب زندگیم .
اما به قول نیما :"دو تا دوست اگه بخوان ميتونن واسه هميشه براي هم دو تا دوست بمونن "
دیشب خیلی به این جمله فکر کردم
بعضی وقتها ، بعضی رو ها رو نمی شه زمین انداخت
(این اون اتفاق بده بود که داشت می افتاد)

و اینکه هنوز تو کار خدا موندم
که چطور می تونه دو تا موجود انقدر شبیه هم باشند ، حتی صداشون (اینم اون اتفاق خوبه )
داخل پرانتز :اسکاول می گه :"اگه یه چیزی حق الهیت نباشه و اونو از دست بدی ،
یه چیزی همسنگ اونو بدست می آری .
یه دوست خوب به دوستام اضافه شد.
سومی هم بماند...

آخر سر هم از علیرضای عزیزم ممنون به خاطر حرفهاش
همیشه یکی هست که راه رو نشون بده .

خلاصه اینکه بازم اومدم ، باید بیاید بهم سر بزنید.

نويسنده : هستی در 8:24 | موضوع: دست نوشته های من
• لينک ثابت   •