شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387
همه گرفتارند
مردها انگار ازدواج را متحمل می شوند.مثل شروع یک کار جدید ، زندگی مشترک را شروع می کنند.
قوانین اش را مثل بچه ای که درس اش را یاد می گیرد ، با غرغر می آموزند.از آنجایی که انتظار چندانی
از ازدواج ندارند ، از آن نا امید نمی شوند و حتی اگر ناموفق باشند،نمی خواهند تمام اش کنند ـ مثل
چسبیدن به کاری که برای تان لذت بخش نیست ولی در پایان ماه نیازتان را تامین می کند ـ .
در مورد زن ها ماجرا متفاوت است.مردها مثل همه اند.زن ها مثل هیچ کس.
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387
کریستین بوبن
باید از نزدیکیها گذشت ،
اما نزدیکی ها به سهولت میسر نیست.
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387
تفسیر
تفسیر بداهه نوازی دوست داشتن.....
یک بار، فقط یک بار می توان عاشق شد: عاشق زن،عاشق مرد،عاشق اندیشه،عاشق خدا،عاشق
عشق...یکبار ، فقط یکبار.بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست .شوق تصرف جای عشق به انسان را
می گیرد،خودنمایی جای عشق به وطن را ،ریا جای عشق به خدا را....
یکبار و فقط یکبار در عشق حرفه ای شدن ممکن نیست.مگر آنکه به بدکار ترین ِ ریاکار ِ تن پرست ِ
بی اندیشه تبدیل شده باشیم.

